پایان عصر حامل‌های فضایی؟ کاوش ۶ جایگزین انقلابی در صنعت فضایی

0 72

هزینه و خطر بالا در پرتاب‌های فضایی، پژوهشگران را به سمت روش‌های جایگزین مانند سامانه‌های پرتاب جنبشی و توپ فضایی سوق داده است. حامل‌های فضایی یکی از پیچیده‌ترین و مهم‌ترین ساخته‌های بشر هستند که مرزهای علم و مهندسی را جابجا کرده‌اند. این سامانه‌ها صنعت مدرن مخابرات و ناوبری را دگرگون کرده و نقش حیاتی در امنیت ملی کشورها ایفا می‌کنند.

حامل‌های فضایی یکی از پیچیده‌ترین و مهم‌ترین ساخته‌های بشر هستند که مرزهای علم و مهندسی را جابجا کرده‌اند. این سامانه‌ها صنعت مدرن مخابرات و ناوبری را دگرگون کرده و نقش حیاتی در امنیت ملی کشورها ایفا می‌کنند. هر کشوری که توانایی تولید ماهواره‌بر را نداشته باشد، برای پرتاب ماهواره‌های خود به کشورهای دیگر وابسته می‌شود. با وجود معرفی مفهوم استفاده مجدد از حامل‌های فضایی که توسط شرکت‌هایی مانند اسپیس‌ایکس پیشگام شد، هزینه پرتاب هر کیلوگرم محموله به مدار همچنان می‌تواند تا ۲۵ هزار دلار نیز برسد. این ارقام بالا، اکتشافات بزرگ و پروژه‌های بلندپروازانه را از دسترس شرکت‌ها و دولت‌های عادی خارج می‌کند و آن‌ها را به رویاهای افراد بسیار ثروتمندی مانند ایلان ماسک محدود می‌سازد.

علاوه بر هزینه، خطرات عملیاتی نیز یک چالش بزرگ است. همانطور که فاجعه شاتل فضایی چلنجر در سال ۱۹۸۶ نشان داد، یک نقص فنی کوچک مانند خرابی در حلقه‌های آب‌بندی (O-ring) در دمای پایین می‌تواند منجر به یک فاجعه و از دست رفتن جان خدمه شود. این خطرات ذاتی در سامانه‌هایی که بر پایه انفجارهای کنترل‌شده کار می‌کنند، اجتناب‌ناپذیر است و به همین دلیل، حامل‌های فضایی نیازمند رعایت مقررات ایمنی بسیار سخت‌گیرانه‌ای هستند که بر پیچیدگی و هزینه‌ها می‌افزاید.

در نهایت، آلودگی محیطی ناشی از احتراق سوخت‌های شیمیایی و تولید گازهای گلخانه‌ای نیز یک نگرانی فزاینده در صنعت فضایی محسوب می‌شود. این مجموعه از محدودیت‌ها، نیاز به نوآوری‌های بنیادین را بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته است تا امکان دسترسی ارزان، ایمن و پایدار به فضا فراهم شود. این مقاله، به بررسی جامع و ارزیابی فنی-اقتصادی جایگزین‌های حامل‌های فضایی می‌پردازد.

سامانه‌های پرتاب جنبشی: پرتابه‌های پرشتاب

حامل‌های فضایی با وجود کارایی بالا، با چالش‌های اساسی مانند هزینه‌های گزاف، خطرات ذاتی و آلودگی محیطی روبرو هستند. در مقابل، سامانه‌های پرتاب جنبشی مانند توپ فضایی و منجنیق، ایده‌های نوآورانه‌ای را برای غلبه بر این مشکلات ارائه می‌دهند.

توپ فضایی به دلیل چالش‌های فنی و عدم موفقیت در تجاری‌سازی، فعلا در مراحل اولیه باقی مانده و موفقیت‌آمیز نبوده است، اما منجنیق اسپین‌لانچ با تغییر راهبرد خود و تمرکز بر ساخت ماهواره‌های مقاوم به شتاب‌های بالا، توانسته یک مدل کسب‌وکار جدید ایجاد کند و ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک بازیگر اصلی در بازار پرتاب‌های کوچک دارد. با این حال، هیچ‌کدام از این فناوری‌ها هنوز به سطح بلوغ و قابلیت اطمینان حامل‌های معمول نرسیده‌اند. جزئیات هرکدام در ادامه تشریح خواهد شد.

توپ فضایی (Space Gun)

مفهوم توپ فضایی ایده‌ای است که از قرن نوزدهم در ادبیات علمی-تخیلی مطرح شده و بر پایه پرتاب یک جسم به فضا با استفاده از یک توپ غول‌پیکر استوار است. این ایده در دهه ۱۹۶۰ در دنیای واقعی با پروژه مشترک آمریکا و کانادا به نام پروژه هارپ (HARP) به صورت جدی پیگیری شد. هدف اصلی این پروژه، مطالعه جو فوقانی و دینامیک پرتابه‌های با سرعت بالا بود. در این پروژه، یک توپ با کالیبر ۱۰۰ برای شلیک پرتابه‌هایی به نام مارتلت (Martlet) به ارتفاع ۱۸۰ کیلومتری از سطح زمین استفاده شد که یک پرواز زیرمداری موفقیت‌آمیز را تجربه کرد. با این حال، هیچ‌گاه پرتاب مداری موفقی با استفاده از این روش به سرانجام نرسید.

 

توپ فضایی
توپ فضایی

تحلیل فنی نشان می‌دهد که توپ فضایی با چالش‌های بزرگی روبرو است. اول اینکه، شتاب‌های گرانشی بسیار شدید که در هنگام پرتاب به محموله وارد می‌شود، استفاده از این روش برای پرتاب انسان یا تجهیزات الکترونیکی حساس را کاملا غیرممکن می‌سازد. دوم، مقاومت هوا در سرعت‌های مافوق صوت باعث ایجاد حرارت شدید و نیروهای تخریبی می‌شود که می‌تواند پرتابه را از هم بپاشد یا به آن آسیب برساند. سوم، یک توپ فضایی به تنهایی قادر به قرار دادن محموله در یک مدار پایدار نیست، چرا که برای حفظ یک مدار، محموله باید به سرعت و ارتفاع مشخصی برسد که تنها با یک سامانه پیشرانش ثانویه امکان‌پذیر است.

پرتاب با منجنیق (Centrifugal Launch Systems)

پرتاب با منجنیق، روش نوآورانه دیگری است که با ایده توپ فضایی شباهت‌هایی دارد، اما از نیروی گریز از مرکز برای پرتاب استفاده می‌کند. شرکت اسپین‌لانچ (SpinLaunch) پیشگام این فناوری است. این سامانه از یک سانتریفیوژ بزرگ با قطر ۱۲ متر در یک تونل خلا استفاده می‌کند که محموله را به سرعت‌های مافوق صوت، معادل ۴۸۰۰ کیلومتر بر ساعت، می‌رساند و سپس آن را از یک لوله پرتاب به فضا رها می‌کند. مزیت اصلی این سامانه کاهش وابستگی به سوخت‌های شیمیایی است، به طوری که ۷۰٪ نیاز به پیشرانش با این روش مرتفع شده و هزینه‌ها به طرز چشمگیری کاهش می‌یابد. اسپین‌لانچ تخمین زده است که هزینه هر پرتاب با این سامانه می‌تواند به حدود ۵۰۰ هزار دلار برسد.

این شرکت آزمایش‌های زیرمداری متعددی را با موفقیت انجام داده است. در یکی از این آزمایش‌ها در سپتامبر۲۰۲۲، اسپین‌لانچ محموله‌هایی از شرکای بزرگی مانند ناسا و ایرباس را پرتاب کرد. با این حال، بزرگ‌ترین چالش این سامانه، شتاب بسیار بالای ۱۰ هزار جی است که به محموله وارد می‌شود. چنین شتابی می‌تواند به راحتی تجهیزات حساس الکترونیکی را از بین ببرد. البته طی آزمایش‌های اخیر این شرکت توانسته است شتاب لازم را به ۲ هزار الی ۶ هزار جی کاهش بدهد.

منجنیق فضایی
منجنیق فضایی

در ابتدا، اسپین‌لانچ قصد داشت با ارائه خدمات پرتاب ارزان‌قیمت، بازار ماهواره‌های کوچک را هدف قرار دهد، اما اخیرا راهبرد خود را تغییر داده است. این شرکت با جذب سرمایه‌های قابل توجهی (حدود ۲۰۳ میلیون دلار) از سرمایه‌گذارانی مانند گوگل و ایرباس ، اکنون تمرکز خود را بر روی توسعه یک منظومه ماهواره‌ای به نام مریدیان اسپیس (Meridian Space) قرار داده است. این ماهواره‌ها، که هر یک ۷۰ کیلوگرم وزن دارند، به گونه‌ای طراحی شده‌اند که به طور ذاتی در برابر نیروهای جی بسیار بالا مقاوم باشند.

این تغییر راهبرد نشان می‌دهد که اسپین‌لانچ به این نتیجه رسیده که محدودیت اصلی در این فناوری، نه خود سامانه پرتاب، بلکه شکنندگی محموله‌های فضایی فعلی است. به جای تلاش برای کاهش شتاب، آن‌ها تصمیم گرفتند ماهواره‌هایی را تولید کنند که بتوانند این شتاب را تحمل کنند. این رویکرد یک مدل کسب‌وکار مبتکرانه است که یک چالش فنی بزرگ را به یک مزیت رقابتی منحصر به فرد تبدیل می‌کند. با این راهبرد، اسپین‌لانچ می‌تواند به طور موثر از مشکل شتاب‌های بالا عبور کرده و یک بازار جدید برای ماهواره‌های مقاوم و پرتاب‌های ارزان‌قیمت ایجاد کند.

سامانه‌های پرتاب الکترومغناطیسی: راه‌آهن به فضا

سامانه‌های پرتاب الکترومغناطیسی یا استارترم با ظرفیت انتقال انبوه بار و مسافر و هزینه بسیار پایین، در بلندمدت می‌تواند انقلابی در صنعت فضایی ایجاد کند. اما چالش اصلی آن نه در فناوری، بلکه در هزینه‌های سرمایه‌گذاری اولیه بسیار سنگین است که تامین آن نیازمند اراده سیاسی و همکاری‌های چندملیتی است.

قطار فضایی استارترم (StarTram)

مفهوم قطار فضایی استارترم، یک راه‌حل آینده‌نگرانه برای دسترسی به فضا است که از فناوری‌های الکترومغناطیسی برای پرتاب استفاده می‌کند. این ایده که توسط دانشمندانی مانند جیمز پاول (Dr. James Powell) مطرح شده است، بر پایه استفاده از یک قطار مگلو (Maglev) است که در یک تونل خلا، محموله را به سرعت مداری، معادل ۸ کیلومتر بر ثانیه، می‌رساند. فناوری‌های کلیدی پشت این مفهوم شامل مگلو برای شتاب‌دهی، ابررساناها برای تولید میدان‌های مغناطیسی قوی و پمپ‌های هیدرو دینامیک مغناطیسی (MHD) برای حفظ خلا در تونل پرتاب است.

طراحان دو نسل از این سامانه را پیشنهاد کرده‌اند:

  • نسل اول (Gen-1): این سامانه تنها برای حمل بار طراحی شده است و می‌تواند محموله‌ها را با شتابی در حدود 30 G پرتاب کند. نسل اول بر روی دامنه یک کوه بلند ساخته می‌شود تا از مقاومت هوای لایه‌های پایین‌تر جو کاسته شود و نیازی به تیوب معلق ندارد. مطالعات نشان می‌دهد که این سامانه می‌تواند با هزینه تخمینی ۴۰ تا ۵۰ دلار به ازای هر کیلوگرم، بیش از ۱۰۰ هزار تن بار در سال به مدار منتقل کند که این رقم صدها برابر ظرفیت پرتاب کنونی در جهان است.
  • نسل دوم (Gen-2): این نسل برای حمل بار و مسافر طراحی شده است و از شتاب ملایم‌تری در حدود ۲.۵ جی استفاده می‌کند. برای کاهش بیشتر مقاومت هوا، این سامانه به یک تیوب شناور نیاز دارد که با استفاده از کابل‌ها و سامانه‌های پشتیبان در ارتفاعات بالا نگه داشته می‌شود.
قطار فضایی
قطار فضایی

با وجود ظرفیت عظیم، بزرگترین مانع برای ساخت استارترم، هزینه‌های سرمایه‌گذاری اولیه بسیار گزاف آن است که برآوردها آن را بین ۲۰ تا ۶۰ میلیارد دلار تخمین می‌زنند. این هزینه‌ها در حدی است که تنها یک دولت یا کنسرسیوم چند ملیتی قادر به تامین آن خواهد بود.

این امر نشان می‌دهد که چالش این پروژه از یک مسئله فنی به یک مسئله سیاسی و اقتصادی تغییر یافته است. در واقع، با وجود اینکه طراحان ادعا می‌کنند «هیچ پیشرفت فنی خارق‌العاده‌ای» برای ساخت استارترم مورد نیاز نیست و فناوری‌های لازم عمدتا موجود هستند، اما هزینه اولیه آن به قدری زیاد است که پروژه را در «دره مرگ» توسعه فناوری گرفتار کرده است. این پروژه مثال بارزی از یک فناوری «کاملا ممکن» است که به دلیل موانع مالی و سازمانی، در مرحله مفهومی و مطالعاتی باقی مانده است.

جاده‌ای به آسمان

سامانه‌های جاده شامل آسانسور فضایی و قلاب فضایی میشوند. آسانسور فضایی با چالش بزرگ ساخت کابل با استحکام کششی فوق‌العاده بالا روبرو است که این امر آن را در مراحل اولیه توسعه نگه داشته است. قلاب هوایی اما به دلیل عدم نیاز به مواد جدید، از لحاظ فنی جلوتر است، اما مشکلات عملیاتی و نگهداری آن هنوز حل نشده است. در نهایت، این پروژه‌ها نمونه‌های بارزی از فناوری‌های کاملا ممکن هستند که به دلیل موانع مالی و سازمانی در مرحله مطالعاتی باقی مانده‌اند. با این حال، در بلندمدت، آن‌ها می‌توانند به عنوان زیرساخت‌های حمل‌ونقل انبوه عمل کنند که امکان استعمار مریخ و سایر مأموریت‌های عظیم را فراهم می‌آورد.

آسانسور فضایی (Space Elevator)

آسانسور فضایی یک مفهوم زیرساختی بلندپروازانه است که هدف آن ایجاد یک مسیر دائمی و کم‌هزینه برای انتقال محموله و انسان به فضا است. این سامانه شامل یک کابل عظیم است که از سطح زمین (احتمالا یک سکوی دریایی) تا یک وزنه تعادل در مدار ژئو کشیده می‌شود. فیزیک این ایده بر اساس تعادل میان نیروی گرانش زمین (که کابل را به سمت پایین می‌کشد) و نیروی گریز از مرکز (که وزنه تعادل در انتهای کابل را به سمت خارج می‌راند) استوار است.

آسانسور فضایی
آسانسور فضایی

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین چالش در ساخت آسانسور فضایی، پیدا کردن یک ماده با استحکام کششی فوق‌العاده بالاست. این کابل باید به قدری قوی باشد که بتواند وزن خود را در برابر نیروهای کششی تحمل کند. بر اساس مطالعات، استحکام کششی مورد نیاز حدود ۱۰۰ گیگاپاسکال است که بسیار فراتر از قوی‌ترین مواد شناخته‌شده در حال حاضر است.

نامزدهای اصلی برای این ماده نانولوله‌های کربنی و گرافین هستند که استحکام آن‌ها در آزمایشگاه به ترتیب به بیش از ۱۵۰ گیگاپاسکال و ۱۳۰ گیگاپاسکال رسیده است. با این حال، تولید این مواد در مقیاس مورد نیاز برای یک کابل با طول ده‌ها هزار کیلومتر همچنان یک چالش بزرگ است. در حال حاضر، فناوری نانولوله‌های کربنی در سطح بلوغ فناوری (TRL) معادل ۴ قرار دارد که به معنای تایید مفهوم آن در آزمایشگاه است، اما تا تبدیل شدن به یک سامانه عملیاتی راه درازی در پیش است. کنسرسیوم بین‌المللی آسانسور فضایی (ISEC) در حال حاضر پیشگام تحقیقات در این زمینه است و چشم‌انداز ساخت یک آسانسور فضایی را برای اواخر دهه ۲۰۳۰ پیش‌بینی می‌کند.

قلاب هوایی (Skyhook)

قلاب هوایی یک سامانه جایگزین مبتنی بر تتر است که در مقایسه با آسانسور فضایی، کوتاه‌تر بوده و به سطح زمین نمی‌رسد. تتر (Tether) به یک سازه کابلی یا رشته‌ای با مقاومت بسیار بالا اطلاق می‌شود که به عنوان یک اتصال فیزیکی میان دو جز اصلی سامانه عمل می‌کند.

در طرح «قلاب هوایی»، تتر نقش کابل انتقال مومنتوم را ایفا می‌کند. وظیفه اصلی آن، ایجاد یک پیوند مکانیکی بین وزنه تعادل مداری و قلاب انتهایی است تا با بهره‌گیری از چرخش کنترل‌شده در جهت مخالف حرکت مداری، سرعت نسبی قلاب نسبت به هواپیماهای حامل بار در ارتفاع بالا را کاهش دهد و امکان انتقال محموله و پرتاب آن به مدار را فراهم آورد. ایده اصلی، استفاده از چرخش تتر در جهت مخالف حرکت مداری است تا سرعت نسبی نوک تتر با زمین کاهش یابد و عملیات گرفتن محموله در سرعت‌های بسیار بالا (حدود ۱۰ ماخ) تسهیل شود.

قلاب فضایی
قلاب فضایی

مطالعاتی که توسط شرکت بوئینگ (Boeing) و ناسا انجام شده است، نشان می‌دهد که قلاب هوایی برخلاف آسانسور فضایی، نیازی به «مواد جادویی» ندارد و می‌تواند با استفاده از مواد موجود مانند اسپکترا ۲۰۰۰ (Spectra 2000) ساخته شود. با این حال، این سامانه نیز چالش‌های فنی خاص خود را دارد. اول، نیاز به یک وزنه تعادل بسیار سنگین (حدود ۹۰ برابر وزن محموله) برای حفظ تعادل در مدار است. دوم، فرسایش شدید تتر توسط اکسیژن اتمی در لایه‌های فوقانی جو، یک نگرانی جدی است. با این وجود، به دلیل عدم نیاز به مواد پیشرفته، قلاب هوایی از لحاظ سطح بلوغ فناوری از آسانسور فضایی پیشرفته‌تر به نظر می‌رسد.

پیشرانش با انرژی پرتوئی: از زمین به فضا با نور

پیشرانش لیزری ایده‌ای است که بر پایه استفاده از یک لیزر زمینی برای تامین انرژی مورد نیاز برای رانش یک فضاپیما بنا شده است. در این روش، یک لیزر پرقدرت پالس‌هایی از انرژی را به سمت فضاپیما می‌تاباند و این انرژی باعث گرم شدن یا تبخیر یک پیشران (مانند یک گاز بی‌اثر) می‌شود که نیروی رانش را تولید می‌کند. مزایای این روش شامل ساده‌سازی طراحی فضاپیما (زیرا نیازی به حمل سوخت یا مخزن بزرگ نیست)، کاهش چشمگیر جرم پرتابی و امکان دستیابی به سرعت‌های خروجی بسیار بالا است.

پیشرانش لیزری
پیشرانش لیزری

یکی از برجسته‌ترین پروژه‌های مفهومی در این زمینه، بریک ثرو استارشات (Breakthrough Starshot) است که هدف آن پرتاب کاوشگرهای بسیار کوچک به منظومه ستاره‌ای آلفا قنطورس با استفاده از لیزر است. این برنامه نشان‌دهنده ظرفیت عظیم پیشرانش لیزری برای ماموریت‌های میان‌ستاره‌ای و رسیدن به سرعت‌های فوق‌العاده بالاست. از سوی دیگر، پروژه‌های عملی‌تری نیز در حال انجام است که نشان‌دهنده بلوغ فناوری‌های مرتبط با لیزر در فضا است. به عنوان مثال، پروژه LCRD  ناسا یک سامانه ارتباطی مبتنی بر لیزر است که با موفقیت داده‌ها را از مدار زمین به ایستگاه‌های زمینی منتقل می‌کند.

با این حال، یک نکته مهم در تحلیل این فناوری وجود دارد: موفقیت در پروژه‌های ارتباطی مبتنی بر لیزر، لزوما به معنای اثبات قابلیت پیشرانش لیزری نیست. در حالی که یک سامانه ارتباطی تنها نیاز به انتقال مقادیر کمی از داده‌ها دارد، یک سامانه پیشرانش باید مقادیر عظیم انرژی را در مسافت‌های طولانی منتقل کند تا بتواند نیروی رانش قابل توجهی تولید کند. این الزامات فنی بسیار متفاوت هستند. بنابراین، با وجود پیشرفت‌های امیدوارکننده در زمینه ارتباطات لیزری، پیشرانش لیزری همچنان در سطح بلوغ پایینی قرار دارد و چالش‌های فنی مهمی مانند انتقال دقیق انرژی در مسافت‌های طولانی و کارایی بالا را پیش روی خود می‌بیند.

نقشه راه دسترسی پایدار به کیهان

برای ارزیابی بهتر جایگاه هر یک از جایگزین‌های سامانه‌های پرتاب فضایی، مقایسه آن‌ها بر اساس معیارهای کلیدی اهمیت دارد. در جدول زیر، یک دیدگاه مقایسه‌ای جامع ارائه شده است:

اینفوگرافی جایگزین حامل‌های فضایی
اینفوگرافی جایگزین حامل‌های فضایی

بررسی جامع جایگزین‌های سامانه‌های پرتاب فضایی نشان می‌دهد که با وجود ظرفیت نظری بالا برای کاهش هزینه‌ها و افزایش ایمنی، هیچ یک از این فناوری‌ها در حال حاضر به سطح بلوغ و قابلیت اطمینان ماهواره‌برهای معمول (TRL 9) نزدیک نیستند. ماهواره‌برها، به ویژه با بهینه‌سازی‌های اخیر و قابلیت استفاده مجدد، در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، همچنان تنها گزینه عملی و قابل اعتماد برای دسترسی به فضا باقی خواهند ماند.

اما آینده صنعت پرتاب‌های فضایی تنها به ماهواره‌برها محدود نخواهد شد. هر یک از جایگزین‌های بررسی‌شده، با غلبه بر چالش‌های اصلی خود، می‌توانند در آینده نقش‌های مهمی ایفا کنند:

  • منجنیق فضایی (SpinLaunch) می‌تواند با راهبرد منحصر به فرد خود در تولید ماهواره‌های مقاوم، بازار ماهواره‌های کوچک را متحول کرده و به یک بازیگر اصلی در این حوزه تبدیل شود.
  • سامانه‌های الکترومغناطیسی (StarTram) و تتر (آسانسور فضایی و قلاب هوایی) می‌توانند در بلندمدت به عنوان زیرساخت‌های حمل‌ونقل انبوه عمل کنند. این پروژه‌ها با وجود هزینه‌های اولیه گزاف، می‌توانند امکان استعمار مریخ، استخراج معادن فضایی و سایر ماموریت‌های عظیم را فراهم کنند که با ماهواره‌برهای کنونی غیرممکن است.
  • پیشرانش لیزری می‌تواند راه را برای ماموریت‌های بسیار سریع به نقاط دوردست منظومه شمسی و حتی فراتر از آن باز کند.

بنابراین، برای تضمین یک آینده پایدار و متنوع برای دسترسی به فضا، توصیه می‌شود که به جای تمرکز انحصاری بر یک فناوری، سرمایه‌گذاری متوازنی در تحقیقات و توسعه چندین فناوری جایگزین صورت گیرد. این رویکرد، علاوه بر کاهش وابستگی به یک راه‌حل واحد، امکان ظهور راه‌حل‌های نوآورانه را برای پاسخگویی به نیازهای متغیر در دهه‌های آینده فراهم خواهد کرد.

 

منبع espash
با اشتراک گذاری مطلب از اسپاش حمایت کنید
https://espash.ir/?p=98616
مطالب پیشنهادی اسپاش
دیدگاه شما چیست؟