رقابت فضایی با محوریت علم و ژئوپلیتیک آغاز شد
در دو سال گذشته مجموعهای از رخدادهای مهم در کاوش ماه ثبت شده است. در فوریه۲۰۲۴، یک فرودگر تجاری متعلق به شرکت آمریکایی اینتویتیو ماشینز (Intuitive Machines) مستقر در تگزاس، توانست بر سطح ماه فرود آید و محمولههای علمی سازمان آمریکایی ناسا را تحویل دهد؛ دستاوردی که پیش از آن تنها در اختیار چند قدرت فضایی بود. چهار ماه بعد، کاوشگر چانگای۶ (Chang’e-6) چین نمونههایی از نیمه پنهان ماه را به زمین بازگرداند؛ منطقهای که چین قصد دارد با همکاری کشورهای آفریقایی، یک رصدخانه رادیویی در آن ایجاد کند.
چند سال آینده نیز میتواند به همان اندازه اهمیت داشته باشد. در ایالات متحده، دونالد ترامپ برای سال۲۰۲۶ بودجهای ۷ میلیارد دلاری برای کاوش ماه پیشنهاد کرده است؛ بودجهای که در اولویتهای سال ۲۰۲۷ گسترش مییابد و سرمایهگذاری در فناوریهای جدید، از جمله انرژی هستهای، استفاده از منابع محلی و زیستفناوری فضایی را شامل میشود.

این تحولات نشان میدهد دورهای تازه از کاوش فضایی آغاز شده است؛ دورهای که در آن استقرار انسان بر ماه، مریخ و فراتر از آن، از مرحله آرزو خارج شده و به عامل شکلدهنده راهبردها و بازارها تبدیل شده است. توافقنامههای آرتمیس (Artemis) که اصول همکاری در کاوش مدنی و بهرهبرداری از فضای ماورای جو را مشخص میکند، تا اکتبر سال جاری به امضای ۵۹ کشور رسیده است. با این حال، تحلیلها نشان میدهد که نقش علم در این روند در حال کمرنگشدن است و لازم است کاوشهای فضایی همچنان با محوریت علمی هدایت شوند تا بتوانند به دانش و نوآوری منجر شوند.
نهادینهکردن علم در همکاریهای فضایی
در فضای ماورای جو، علم نقش راهنما را ایفا میکند و تضمین میکند که کاوش، به ارزش پایدار تبدیل شود. نخستین گام، شکلگیری مشارکتهایی میان دانشگاهها، دولتها، شرکتها و نهادهای خیریه با محوریت کاوش فضایی است؛ مشارکتهایی که در آن علم نقش هدایتکننده داشته باشد. هدف مشترک چنین همکاریهایی باید ماموریتهایی باشد که هم تولید دانش را پیش ببرند و هم به پیشرفت فنی کمک کنند.
نمونههای پیشین نشان میدهد زمانی که علم در جایگاه رهبری قرار میگیرد، بازده چند برابر میشود: نوآوری رشد میکند، اقتصادها سود میبرند و راهبردهای ملی و مشارکتهای بینالمللی تقویت میشوند. نمونههایی از این رویکرد شامل اسکایلب (Skylab) بهعنوان نخستین ایستگاه فضایی آمریکا، تلسکوپ فضایی هابل (Hubble Space Telescope) با سختافزار ماژولار قابل تعمیر و ایستگاه فضایی بینالمللی بهعنوان نمونهای از همکاری علمی میان کشورها است.
اکنون بسیاری از آژانسهای فضایی و بازیگران خصوصی در حال برنامهریزی برای ایجاد حضور پایدار انسانی بر ماه و تعیین مسیر ماموریتهای مریخی هستند. این دوره موسوم به «ماه-به-مریخ» باید سنت دیپلماسی علمی را دنبال کند و از ابتدا علم را در طراحی ماموریتها، محمولهها و زیرساختها لحاظ کند؛ نه آنکه علم در مراحل پایانی تصمیمگیری قرار گیرد.
برای نمونه، ابتکار CLPS سازمان ناسا که سامانه تحویل محمولههای علمی و فناوری به ماه است، این رویکرد جدید را نشان میدهد. با این حال، زمانبندی تجاری و ساختار قراردادهای آن، معمولا پیش از ورود گروههای علمی تعیین میشود و در نتیجه مواردی مانند انتخاب محل فرود، کنترل آلودگی یا استانداردهای اتصال به تجهیزات کمتر تحت تاثیر نیازهای علمی قرار میگیرد. برای اینکه این برنامه و تلاشهای مشابه، از جمله طرحهای آژانس فضایی اروپا (ESA) یا ماموریتهای چاندریان هند (Chandrayaan)، بتوانند ظرفیت خود را محقق کنند، لازم است حضور علمی در مراحل ابتدایی طراحی تقویت شود.
نهادهای خیریه میتوانند با تامین مالی پروژههای پرریسک، اما پربازده، پشتیبانی از برنامههای دادهباز و ایجاد بورسیههای مرتبط با محمولههای تجاری، نقش تکمیلی ایفا کنند. در مقابل، صنعت نیز از این مشارکت سود میبرد؛ زیرا نیازهای علمی، استانداردهایی ایجاد میکند که سامانههای نهایی را مقاومتر، سازگارتر و قابلصادرتر میکند. شرکتهایی که زودتر با این استانداردها هماهنگ شوند، نقش مهمی در زنجیره تأمین جهانی توسعه فضایی خواهند داشت.
زمانی که الزامات علمی زیرساختها را هدایت میکنند، قابلیت اعتماد و کارکرد تجهیزات نیز افزایش مییابد. یک فرودگر یا شبکه رله که بر اساس معیارهای علمی طراحی شود، عملکرد بهتری از نمونههایی خواهد داشت که صرفا بر اساس هزینه یا سرعت توسعه ساخته شدهاند. در این نگاه، علم یک محدودیت نیست؛ بلکه مزیت رقابتی محسوب میشود.
در بخش سیاستگذاری، آژانسهای فضایی باید بخشی از ظرفیت محموله ــ برای مثال ۲۰ درصد ــ را به پروژههای علمی رقابتی اختصاص دهند و الزام کنند که دادههای تولیدشده حداکثر ظرف ۶ ماه پس از فرود منتشر شوند. همچنین باید معیارهای «آمادگی علمی» مانند پایینبودن نویز رادیویی یا رعایت استانداردهای پاکیزگی را در زمره شاخصهای ارزیابی قرار دهند. در سطح بینالمللی نیز توافقنامههایی مانند آرتمیس باید استانداردهای انتشار داده، جهتگیری ماهوارههای رله و حفاظت از سایتهای علمی را هماهنگ کنند.